دواخانه

آشنایی با پزشكی بومی سرزمین بختیاری( زاگرس نشینان)

راز تندرستی در گیاهان دارویی

هدف ازراه اندازی این وبلاگ، بهره گیری ازتجربیات یكدیگر برای پی بردن به رازتندرستی و سلامت تن وجان می باشد،آشنایی با خاطرات وخطرات تجربه های تلخ و شیرین ما انسانها....

شما بی گمان شنیده  یا دیده اید كه چگونه می توان با نخوردن این دارونماهای پرعوارض و شیمیایی ،بدنی سالم و به طبع آن اندیشه ای سالم داشت.

 دانسته هایتان كه ثمره عمرنیاكان ماست،به دیگران هدیه كنید ....

بخش های اصلی :

معرفی گیاهان دارویی و داروهای گیاهی

درمان ها

نكات فنی و فوت آخر استاد

واژگان و اصطلاحات پزشكی در زبان بختیاری و زاگرس نشینان میانی

 معرفی كتب و دیگر منابع و پایگاه های معتبر  دراین ارتباط

تجربیات و خاطرات (فرهنگ شفاهی و مردمی )

 

گیاهان دارویی و درمان های محلی«طب سنتی» در پیرسواران( ملایر)

احتیاج معلم زندگی است و به انسان می آموزد كه چگونه ناشناخته ها را تجربه ودررفع نیاز خودازآن استفاده كند. قدیمی های پیرسواران به « تَو» یا طبع انسان توجه خاصی داشتند. از گفته های آنان كه سینه به سینه به ما رسیده چنین بر می آید كه :

 طبع یا مزاج همان خصلت جسمی وروانی افراد بوده است در نظر آنها طبع یا سرد بود یا گرم یا معتدل .

 مزاح سرد و ملایم  و نزدیك به اعتدال را هُنِك honek( خنك) می گفتند، به طور كلی دردها یا سرد بودند یا گرم یا سودای و صفرای یا ثقل یا غلبه خون كه سالخوردگان با تجربه برای هر یك دوا درمانی تجویز وتوصیه می كردند كه اساس كار،استفاده از گیاهان طبی بود .

پاره ای از دردها ودرمانها بشرح زیردرخاطره ها مانده است.:

 سردرد : اگر كسی به سردرد مبتلا ودهانش خشك  وتلخ می شد دم كرده ی گل بنفشه . چای لیمو . خاك شیر  وآش ترش برایش تجویز می شد .

دل درد : اگر دل درد توام با قبض وخشكی مزاج بود« اماله گل خیرو» . یعنی تنقیه با جوشانده  گل ختمی، خوردن شیرگاو، نخوردن نان وغذای مانند بادام و كشمش  وخوردن آش نیمه ترش مفید بود ولی اگر شكم روی همراه درد بود آش ماست ،چای غلیظ ، ماست كیسه ای تجویز می شد

 گرما زدگی : برای درمان گرمازدگی شستن دست وپا  خوردن آب خُنك، ماست شیرین، هندوانه و مهم تراز همه دم كرده ی برگ پونه فوق العاده موثراست. در پیر سواران برگ پونه را مانند جوشانده می جوشانند و قدری نبات به آن می افزایند وصاف كرده آنراكه مانند عرق نعناع است به مریض می خورانند كه خیلی موثر است. 

تب: برای درمان تب ریشه ی كاژنی ـ كاسنی ـ را شسته خرد كرده می جوشانند و شب در جای خنكی ـ ساقه شَوـ قرارمی دهند و صبح روزبعد ناشتا می نوشند . دم كرده چهارگل و شوربا ،هم تجویزمی شود.

هق (تهوع) : حالت تهوع را بیشتر ناشی از سردی می دانستند گل گاوزبان و نبات را به عنوان دوا و پنیر تازه با گل پونه و مغز گردو و نان تازه را به جای غذا به مریض می دادند تا دلش قرار پیدا كند.

كخه = سرفه : برای درمان سرفه دانه ی به بالنگ ( منجه )، قدومه و نشاسته را توصیه و چربی و سرخ كردنی را منع می كردند.

دفع بلغم: ترشحات لزج سلولهای دستگاه تنفسی گاهی زیاد و ناراحت كننده است این عارضه را ناشی از سردی مزاج می دانستند و برای دفع آن گل گاوزبان زیره گاهی هم مسهل را توصیه می كردند .

اسهال و استفراغ بچه ها : در آغاز سعی می شد كه تغذیه مادر اصلاح شود و خوردن گندم و شاهدانه و مغز بادام بو داده سفارش می شد تا شیرش خوش طعم شود ولی اگر «شكم روی» بچه طولانی و یا اسهال او خونی می شد و با استفراغ همراه بود دنه خلفه ( خرفه ) بو داده را با مغز بادام بو داده خوب می كوبیدند و پودر حاصله را بتدریج در آب جوشیده ی خنك شده « او سی یك » حل كرده به بچه ها می خورانیدند

نعف معده = نفخ معده : برای درمان نفخ معده توصیه می شد از خوردن پیاز خیار نخود و لوبیا پرهیز كنند خوردن عرق نعنا جوشانده ریشه ملو یا همان شیرین بیان و محلول نوعی صمغ درخت جنگلی این صمغ را ملك ازرق می گویند توصیه می شد كه تجربه مفید و كارآمد بودن آنها را نشان داده است

درد مفاصل: برای معالجه درد مفصل زانو تخم ریحان را كوبیده با گلاب خمیر می كنند و در محل درد می گذارند و با پارچه می بندند یكی دیگر از داروهای درد مفاصل ملك ارزق = صمغ درخت جنگلی با مامیز خركره به این ترتیب كه هر دو را كوبیده با كمی شیر به صورت ملحم( مرهم پماد ) در می آورند و در موضع درد می مالند

سرگیجه: سرگیجه را ناشی ازصفرا می دانستند وخوردن چیزهای صفرا بر،مانند : آلو بخارا لیمو عمانی و غوره تجویز می شد افزون بر آنها هلیله ی زرد و سیاه را می كوبیدند و در ماست ریخته بهم می زدند و می خوردند صمغ زرد رنگ درخت جنگل را هلیله زرد و سیاه رنگ آن را هلیله سیاه می گفتند نخوردن غذای چرب در بهبود مؤثر بود.

درد و چركین شدن گلو: گاهی اوقات درون گلو متورم می شد ودرد می كرد كه می گفتند : لائی لائی اِفتائَه برای  بلند كردن عضو افتاده  شخص روی شانه می خوابید و كوشش را می كشیدند  تا مانند مفصل انگشت صدا بدهد علاوه بر این محلولی از جوشانده  ریشه ختمی و پوسته خشخاش و قدری نمك درست می كردند كه غرغره با آن خیلی موثر بود (هنوز هم موثر است ) .

 هَیضَه : هیضه بیماری فاسد معده است كه در اثرپرخوری یا خوردن  میوه های چون انگور بعد از آ بگوشت پدید می آید علامت هیضه آروغ بد بو است  در اثر خروج گاز معده صورت می گیرد این بیماری بیشتر وقتها اسهال در پی دارد برای رفع آن پرهیز از غذا خوردن نوشیدن آب قلیان خوردن كوبیده و الك شده ی اسفند محلول در یك لیوان آب مفید است .

كچلی : محصول آب كثیف خزینه حمام بود وتعداد زیادی ازبچه ها به آن مبتلا می شدند برای درمان كچلی موی سررامی تراشیدند و چِنجَه (هسته ) شفتالو وپوست  هندوانه را می سوزانیدند و گرد حاصل را با شیرخروكپك روی سركه می آمیختند وخمیربه دست آمده را روی زخم قرارمی دادند .

 دمل : آبسه . تورم  بر اثر جمع شدن چرك وخونابه یكی از درمانهای محلی استفاده از هرهر بود هرهر خمیری بود كه از جوشانده ی ریشه ی گیاهی بنام شكروك وآرد جو به دست می آمد این خمیر را روی دمل می گذاشتند تا پوست آن نازك شود و بتركد گاهی برای تسریع در خروج پلشتی و خونابه دمل را با نیشتر سوراخ می كردند برای دمل های دیر رس آرد جو را با شیره مخلوط كرده روی دمل قرار می دادند تا باز شود.

بلند آوردن خون ریزی :اگر داس یا چاقو دست كشاورزی را میبرید قدری یونجه تازه می جویدند و روی بریدگی گذشته می بستند و محل زخم جوش می خورد چنانچه پای گاو با نوك خیش زخم میشد روی آن ادرارمی كردند و خون بند میآمد و بعد از یكی دو روز خوب میشد بعضی از بانوان برای بند آمدن خون قدری كارتنه یعنی تار عنكبوت روی آن می گذاشتند كه بعضی مواقع پیامدهای ناگواری داشت.

 چشم د رد :یكی از بیماری های ناشی از شستن دست وصورت با آب آلوده ی چاله ها «چش درد» بود نوع چشم درد ها متفاوت بود گاهی اوقات بیماری چشم با اشك قی ودرد همراه بود كه می گفتند گِل مَزَنَه برای معالجه چنین چشمی قند ونبات را به مقدار مساوی كوبیده خوب می امیختند و از پارچه تمیز وتازه ای عبور می دادند تا گردی مانند سرمه بدست آید سپس روزی سه مرتبه از این پودر در چشم بیمار می ریختند و چشم خوب می شد گاهی چشم حساس می شد و اشك می كرد  و لكه ی قرمزی در قرینه پیدا می شد كه ان را بنگام می گفتند و برای درمان ان سوره ی الم نشرح را می خواندند و گندمی در كاسه ی آب می انداختند تا درد چشم را با خود ببرد اگر چشم خشك می شد خانمی كه دختر به دنیا آورده بود ازشیر پستان خود در آن می دوشید تا نرم وخوب شود ضمنا سفارش می شد كه پیاز نخورند و درمحلی كه سرخ كردنی است نروند .

ضرب دیدگی: برای درمان ضرب دیدگی مخلوت خاكستر نیمه گرم ونمك به نام نیمه نمك را روی موضع درد قرار می دادند ومحكم می بستند چنان چه شخصی از بالای درخت یا ساختمانی سقوط كرده بود او را در میان شاخ وبرگ بوته ملوmallu یا شیرین بیان می خوابانیدند تا عرق كند ونرم شود .

سودا: خشكی دهان وزبان و ترك برداشتن پوست دست را سودا می گفتند برای درمان سودا از جوشانده بنفشه عرق پوست بید و هر دارویی كه حرارت بدن را پایین آورد واثر مسهلی داشته باشد استفاده می شود.

 چیزهای سرد : نشاسته خاكشیر كدو گل بنفشه خیار پیاز نان جو ترنجبیل زرد آلو لیمو عمانی ونظایر آنها .

چیزهای گرم : گاو زبان هل عسل شیره گل محمدی زیره دارچین زنبیل و نظایر آنها . 

برگرفته ازصفحات( 277تا 286 )  كتاب:

پژوهشی در فرهنگ مردم پیر سواران/غلامحسین رسولی  - تهران بنیاد نیشابور- نشربلخ ، 1387... مقدمه از : استاد فریدون جنیدی